اون موقع ها که من این وبلا گو ساختم خیلی بلاگفا شلوغ بود.
همه دوستام وبلاگ داشتن من البته اولش یکم مقاومت کردم برای وبلاگ ساختن (از همون اول از شبکه های اجتماعی بدم میومد) چه جوی تو مدرسه بود
هرکس میخواست با کسی حرف بزنه یا پیامی بزاره یا تکه بندازه ، تو وبلاگش میگفت
الان اینجا خیلی سوت و کور شده
همه رفتن سراغ اینستا و تله
دیگه وبلاگ داشتن یه جورایی نشونه بی کلاسیه
البته من اینجا رو نگه داشتم چون هنوز منتظرم
خیلی از دوستام جز اینجا ( البته اگه یادشون مونده باشه ) ادرس دیگه ای ازم ندارن
اما بحث من چیز دیگه ایه
آدما ولع پیشرفت و اینده رو دارند ، بخاطر همین خیلی راحت هرچیز متعلق به گذشته رو ول میکنن تا از اینده عقب نمونن
ولی همیشه یه بخشی از ما تو خاطراتمون جا میمونه
مثل همین جا
خیلی از چیزای قدیمی بهتر بودن
ما بخاطر این ولعمون به اینده، گذشته مون رو گم کردیم
غافل از اینکه گزشته ما ،ریشه امونه
درختی که ریشه هاشو فراموش کنه ، محکوم به فناست.
خیلی از سختی هایی که وسایل های قدیمی مون داشت ، ارزش های انسانی رو برامون یاداور میشد.
مثلا وقتی کلی راه میری تا برسی خونه دوستت ، وقتی رسیدی بیشتر از بودنش لذت میبری چون سختی بیشتری برای بدست اوردنش کشیدی
ما ادما هم الان همین شدیم.
حداقل تو وبلاگ سختی بیشتری برای دیدن هم میکشیدیم.
الان خیلی راحت تر شده
برا همین دیگه حوصله همدیگه رو نداریم.
برای همین هممون last seen recently شدیم
چون برای همدیگه دم دستی شدیم
با امیدی بی نهایت
برای ابدیت
پ . ن : لطفا دم دستی نباشید....

یکم خوشگذرونی...
ما را در سایت یکم خوشگذرونی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 103